تبلیغات
سردار شهید رمضانعلی پیرانی - كودتایی بزرگ، همزمان با رفتن فرمانده!


چکیده: چگونه می‌توان اجماع مسلمین بر خلافت خلفا را پذیرفت در حالی‌که که بزرگ‌ترین صحابه‌ی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با این امر مخالف بودند و در جلو همه و در مسجد نظر خود را بیان کرده و خلافت او را انکار کردند. آیا اجماع و بیعتی که با زور و شمشیر باشد، اجماع است؟ آیا این مطلب به کودتا شبیه است یا به اجماع و بیعت؟
اجماع

رهروان ولایت ـ یکی از ادله اهل سنت بر اثبات خلافت خلیفه اول، مساله «اجماع» است، آنان می‌گویند: پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای خود، جانشین تعیین نکرد و آن را به امت خود واگذار کرد، لذا امت اسلامی بر هر کسی که اجماع کند و با او بیعت کند، او خلیفه مسلمین و جانشین رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خواهد بود؛ بعد از رحلت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیر مردم با خلیفه اول بیعت کردند، پس او خلیفه مسلیمن است و خلافت او بدین شکل، مشروعیت دارد و مورد تایید پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و خداوند متعال است.

حال بر فرض که این مطلب درست باشد و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) جانشینی تعیین نکرده باشد، با نگاهی گذرا به تاریخ وفات پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و وقایع بعد از آن در کتب تاریخی، به این نتیجه خواهیم رسید که این حرف، درست نیست و به هیچ وجه بر خلافت خلیفه اول اجماعی صورت نگرفت و صحابه‌ی بسیاری با خلافت او مخالف بودند که با زور شمشیر ساکت شدند.

تاریخ گواه است که یک روز بعد از خلافت او، که وی به مسجد آمده بود و می‌خواست خطبه بخواند، دوازده نفر از بزرگان مهاجرین و انصار برخواستند و خلافت او را انكار كرده و خلافت را حق امیرالمومنین(علیه‌السلام) دانستند؛ شش نفر از مهاجرین و شش نفر از انصار؛ اما شش نفر از مهاجرین «خالد بن سعید بن العّاص»، «ابوذر غفارى»، «سلمان فارسى»، «مقداد بن أسود»، «بریده اسلمى» و «عمار یاسر» بودند و شش نفر از انصار نیز «خزیمة بن ثابت»، «سهل بن حنیف»، «و أبو الهیثم بن تیهان»، «قیس بن سعد بن عباده خزرجى»، «ابى بن كعب» و «ابو ایوب انصارى» بودند.

جمله‌ای که همه این دوازده نفر بر آن اتفاق داشتند این بود: «اتَّقِ اللهَ وَ رُدُّوا الْأمْرَ إِلَى أهْلِ بَیْتِ نَبِیِّكُمْ، فَقَدْ سَمِعْتُمْ مَا سَمِعْنَا، إِنَّ الْقَائِم مَقَامَ نَبِیِّنَا بَعْدَهُ عَلِىُّ بْنُ أبِیطَالِبٍ عَلَیْهِ السَّلَامُ، وَ إنَّهُ لَا یُبَلِّغُ عَنْهُ إلّا هُوَ، وَ لَا یَنْصَحُ لِامَّتِهِ غَیْرُهُ: از خدا بترسید، و این امر خلافت را به اهل بیت پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برگردانید؛ حقا شما شنیده‏‌اید همان چیزى را كه ما شنیده‌‏ایم، به درستی‌كه قائم‌مقام، و جانشین پیغمبر ما على بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) است، و هیچ‌كس نمى‏‌تواند از طرف پیغمبر چیزی را نقل کند مگر او(امیرالمومنین)، و هیچ‌كس امت را نصیحت نمى‏‌كند، مگر او».

در پایان سخنان آن‌ها، خلیفه اول از منبر پایین آمد.
در روز جمعه بعد، خلیفه دوم، شمشیر خود را از غلاف بیرون آورد و گفت: هر کس مانند آن روز سخن بگوید، گردن او را مى‏‌زنم، افراد دیگری نیز با او بودند و همه شمشیرهای خود را بیرون آورده بودند.[1]

بنابراین چگونه می‌توان اجماع مسلمین بر خلافت خلفا را پذیرفت در حالی‌که که بزرگ‌ترین صحابه‌ی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با این امر مخالف بودند و در جلو همه و در مسجد نظر خود را بیان کرده و خلافت او را انکار کردند. آیا اجماع و بیعتی که با زور و شمشیر باشد، اجماع است؟ آیا این مطلب به کودتا شبیه است یا به اجماع و بیعت؟





طبقه بندی: متفرقه،


تاریخ : شنبه 9 اسفند 1393 | 10:38 ق.ظ | نویسنده : خادم الشهدا | نظرات()