تبلیغات
سردار شهید رمضانعلی پیرانی - زندگی نامه شهید رمضانعلی پیرانی

http://fupload.ir/images/lokw38f96imssw387ybf.jpg


شهید رمضانعلی پیرانی
در روز6 رمضان به سال 1340 در روستای حصار كوشك از توابع شهرستان نیشابور چشم به جهان گشود وی به عنوان ششمین فرزند در دامان پر مهر و محبت مادر در خانواده ای متوسط ومذهبی پرورش یافت
وتحصیلات ابتدایی را تا كلاس پنجم در روستای حصار كوشك ادامه داد.
ایشان فعالیتهای خود را در حد متوسط در مدرسه انجام میدادند بگونه ایكه در زمینه فراگیری علم نیازی به تذكر والدینش و معلمینش نداشت و در واقع از همان كودكی از احساس مسؤلیت وتعهد برخوردار بود.در كارهای كشاورزی یاور حقیقی پدر بود و فراوان زحمت می كشید و بعبارتی در بین اهل خانه در امورات خیر و كمك رسانی پیشگام بود .
او در زمینه تحصیلات و كارهای كشاورزی فعالیتش را ادامه میداد تا اینكه پیش از پیروزی انقلاب ودر اوج درگیریهای و راهپیمایی ها به لحاظ بینش سیاسی تحول عمیقی در ایشان به وجود آمدبه خواندن روزنامه وتحلیلهای سیاسی می پرداخت ودر پخش اطلاعیه و سخنان امام (ره) سهم بسزایی در به ثمر رساندن پیروزی انقلاب داشت،تا جاییكه در حین پخش كردن این اطلاعیه ها در بازار نیشابور توسط منافقین و ضد انقلابیون كتك خورد و بعد از این ماجراسریعا خود را به خانه خواهرش میرساند وموضع را به خواهرش صغری میگوید، صغری به او میگوید :برادر جان كی میخواهی دست از این كارها برداری با جان خودت بازی نكن و شهید پیرانی میگوید:ایرادی ندارد موضوع را به پدر ومادر نگو .
شهید مدت یك هفته در منزل خواهرش بستری میشود.
رمضانعلی در كلاس ششم ترك تحصیل نموده وعمده فعالیتهای خود را در به ثمر رساندن پیروزی انقلاب متمركز میكند.
یكی از خصوصیات بارز این شهید بزرگوار این بود كه مرتبا دعاها را ،از جمله دعای فرج را با خود زمزمه میكرد،انس وعلاقه شدیدی به قران داشت بطوری كه خواهرشان(صغری پیرانی)نقل میكند:
"هر وقت برادرم به سراغ قران میرفت غرق در آیات آن میشد و هر چه بیشتر آیات قران را میخواند برایش شیرین تر میشد بگونه ای كه اشك میریخت و زمانی میگفتم برادر جان چرا گریه میكنی میگفت: خواهرم این اشك شوق است برای اینكه به آن عمل كنم "

رمضانعلی علاوه بر عبادت و شركت در مراسمات سوگواری كه در مسجد برگزار میشد از تلاشهای سیاسی غفلت نمیكرد بلكه در مجامع به تحلیلهای سیاسی می پرداخت و سخنان امام را برای مردم بازگو میكرد.

آری تا رهبری نباشد ورشادتهای جوانمردی چون رمضانعلی نباشد انقلابی صورت نمیگیرد و لذا انقلاب اسلامی را باید مدیون رهبری امام خمینی (ره) وشهدای قبل از انقلاب دانست.

رمضانعلی به سن جوانی وازدواج میرسدخودش  به خواهرش میگوید كه مایل است با دختر یكی ا اهال روستاازدواج كند پس خواهرش موضوع را با پدر ومادر شهید در میان گذاشت وآنها هم در مورد ازدواج شهید رضایت كامل داشتند به این ترتیب پدر شهید اسامی افرادی را كه در نظر داشت بر روی تكه های كاغذ نوشت و در داخل قران گذاشت با قرائت سوره قدر دردر این مورد از خدا صلاحیت طلبید تا اینكه قرعه به نام همان كسی افتاد كه شهید تمایل داشت ،خواستگاری انجام گرفت و زندگی مشترك رمضانعلی با همسرش آغاز شد.

رمضانعلی در مدت كوتاه زندگی مشتركشان با همسرش مهربان وصمیمی بود ودر طول 4 ماهی كه در عقد بودند مقداری از وسایل زندگی شان را تهیه كردند ولی همیشه به همسرش میگفت:اگر زمانی من شهید شدم شما باید ازدواج كنید.از آنجا كه همسر شهید در كودكی پدرش را از دست داده بود ناراحت میشد و میگفت كه دیگر توتنایی از دست دادن شما را ندارم.

شهید بعد از گذراندن خدمت سربازی به عضویت رسمی سپاه نیشابور در آمد .اوضاع آشفته و بحرانهای جنگ ایران وعراق  سكوت كردن را برای رمضانعلی غیر قابل تحمل ساخت ایشان سه بار به منطقه اعزام شدند وطی این مدت سه مرتبه مجروح شدند.



تصاویر زیباسازی|www.RoozGozar.com|تصاویر زیباسازی




طبقه بندی: شهید پیرانی، زندگینامه،
برچسب ها:زندگی نامه شهید رمضانعلی پیرانی، زندگی نامه،


تاریخ : یکشنبه 5 اردیبهشت 1395 | 12:25 ب.ظ | نویسنده : خادم الشهدا | نظرات()